نظر من: کاهش معاملات آتی سهام و غیره = فروش فوری طلا و نقره

دلیل این امر این است که در طول رکود شدید بازار سهام، قیمت‌ها به سطح ۶۰ دلار می‌رسند. دلیل این امر این است که در طول رکود بازار سهام، ساده‌ترین راه برای به دست آوردن پول نقد، انجام پرداخت‌های فوری مانند تماس‌های حاشیه‌ای است. از آنجایی که تبدیل زمین، اوراق قرضه و غیره به پول نقد زمان می‌برد، مردم دائماً طلا و نقره می‌فروشند.

برعکس، با بدهی اهرمی (۱۰ تا ۳۵ برابر)، در طول رکود شدید بازار سهام، این نقطه مرکزی است و به دنبال آن افزایش سریعی رخ می‌دهد که نشان می‌دهد کاهش در این مناطق موقتی است.

کسانی که در این زمان تردید می‌کنند و می‌فروشند، احتمالاً متحمل ضررهای قابل توجهی خواهند شد.

دلیل دیگر این است که تورم ایالات متحده، فروش سهام، اوراق قرضه و زمین‌های ایالات متحده را دشوار می‌کند زیرا با تبدیل شدن به پول نقد، ارزش آنها کاهش می‌یابد. علاوه بر این، در حالی که پالایش طلا و نقره در منطقه خلیج فارس با چین و سوئیس قابل مقایسه است، پالایش با قابلیت صادرات به سوئیس محدود می‌شود و حتی با وجود منابع سنگ معدن نقره، سطح پالایش به سرعت در حال کاهش است.

نفت ایالات متحده در سال ۱۹۶۹ به اوج خود رسید و حتی اگر اروپا و ژاپن به دنبال گاز ایالات متحده باشند، کاملاً غیرواقعی است. علاوه بر این، در منطقه خلیج فارس، تأسیسات ذخیره‌سازی، تأسیسات پالایش و تأسیسات فرآوری آن همگی به طور همزمان نابود شدند. حتی شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ در مقایسه با این سطح عظیم مشکلات ناچیز خواهد بود؛ نفت خام با قیمت ۱۰۰ دلار؟ افزایش قیمت در سطح کاملاً متفاوتی خواهد بود. در حالی که روسیه مهم است، همه چیز را تأمین نخواهد کرد.

اول، برای ایجاد کشورهای تأمین‌کننده بلندمدت در آسیا، ایالات متحده، ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین محدودیت‌های کمی خواهند داشت و روسیه احتمالاً بودجه بازسازی را از اوکراین ویران‌شده به همراه هزینه‌های لازم دریافت خواهد کرد، به شرطی که این کشورها کشورهای باثبات بلندمدت باشند.

احتمالاً محدودیت‌هایی نیز بر هند اعمال خواهد شد. مشکل جنگ نیست، بلکه مشکلات اقتصادی و انرژی است که در صورت نابودی تأسیسات خلیج فارس ایجاد می‌شود. تورم شدید بر طرف ایالات متحده تحمیل می‌شود و ژاپن و اروپا اولین کسانی خواهند بود که متحمل می‌شوند. فیلیپین در نهایت با افزایش فقر مواجه خواهد شد، اما احتمالاً تغییر دولت آغاز خواهد شد. دلیل این امر این است که به دلیل موضعش علیه روسیه، اقتصادش رو به زوال خواهد رفت و ممکن است به طور موقت نفت و گاز را به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف به دست آورد. دلیل این امر این است که اقتصاد آن به سطح اروپایی شدن که در صنعت سفالگری آن دیده می‌شود، سقوط خواهد کرد، که حدود پنج سال آن را حفظ کرده بود. قادر به بهبود نخواهد بود و سایر کشورها از آن پیشی خواهند گرفت.

اوراق قرضه دلاری ژاپن و سایر دارایی‌هایش کاهش خواهد یافت، اما ترامپ این را می‌خواهد و از قبل شرایطی را برای توقف خروج پول نقد از ایالات متحده آماده کرده است.

حتی اگر ترامپ از قدرت ناپدید شود، هیچ چشم‌انداز اقتصادی برای بهبود وجود ندارد. این به دلیل جنگ رژیم بین پادشاهی‌های خلیج فارس و مردم دموکراتیک ایران است.

این جنگ توسط اتحاد پادشاهی‌های خلیج فارس در حمله‌ای علیه ایران، تلاش مشترک ایالات متحده و اسرائیل با هدف نابودی ایران، هدایت می‌شود. اگر ایران حمله‌ای تمام عیار به تأسیسات آبرسانی خلیج فارس انجام دهد، ظرف چند روز، اقتصاد و زندگی روزمره غیرممکن می‌شود و به طور بالقوه منجر به یک دوره داوری می‌شود. این جنگ، برخورد نیروهای متضاد است: پادشاهی‌های خلیج فارس، اسرائیل و ترامپِ پول‌پرست. ارتش آمریکا در حال حاضر فاقد حمایت اقتصادی این سه طرف است.

به دلایلی، پادشاهی‌های خلیج فارس از طریق ناتو به دنبال جنگ هستند و معتقدند که این جنگ علیه ایران قابل قبول و حتی مطلوب است. با این حال، واقعیت این است که تأسیسات نفت و گاز به شدت آسیب دیده‌اند و منجر به افزایش قیمت‌هایی شده‌اند که بسیار بدتر از شوک نفتی ۱۹۷۰ است. به نظر می‌رسد ایالات متحده، اسرائیل و پادشاهی‌های خلیج فارس همگی تحت فرضیات کاملاً متفاوتی عمل می‌کنند و هر کدام موفقیت را فرض می‌کنند.